مجله ی سبک زندگی برزاد؛ با برزاد هم نبض شهر شو

گزارش تیست منوی غذایی کافه مجنون
گزارش تیست منوی غذایی کافه مجنون


12 اردیبهشت 97 بود؛ نم بارون زده بود و هوا هم خنک و تمیز بود؛ از آنجایی که هوای تهران اکثرا اینطور نیست تصمیم گرفتیم بریم سمت ایران زمین شهرک غرب چون نسبتا هم خلوته هم هواش خوبه.
تمام مدتی که داشتیم دور میزدیم و خیابون هارو متر میکردیم من داشتم فکر میکردم که کجا بریم که هم جدید باشه هم جذاب و هم تراس خوبی داشته باشه که از هوای خوب اون روز بهترین استفاده رو کنیم.
 
رستوران کاخ لیدوما تازه باز شده بود اما اون شب، شب غذای هیجان انگیزتری تا چلو کباب بود.
انقدر فکر کردیم که دیر شد و تصمیم گرفتیم بریم جلاتو لب مجتمع گلستان ی بستنی بزنیم و بعد هم بریم خونه دیگه.
یهو یادم به یه جایی افتاد که خیلی مدت بود میخواستم برم اما شرایطش پیش نیومده بود.
کافه مجنون؛ هم جذابه هم منوی هیجان انگیزی داره(از عکس های اینستاگرامش متوجه شدم) و از تراس خوب و بزرگی بهره میبره؛ پس میریم مجنون چون همه چیزایی که میخواستم رو داره.

این کافه در باغ راه فدک هست؛ ما بیرون توی ایران زمین پارک کردیم اما خودش پارکینگ هم داره.
قدم زنان راه افتادیم به جست و جوی کافه، اولش سر پایینی بود تا به یک میدان رسیدیم سمت چپمان کافه مجنون رو اون بالا بالا ها دیدیم؛ سر بالایی رو بالا رفتیمو بالاخره بهش رسیدیم.
از اونچه دیده بودم توی عکس ها زیبا تر و جذاب تر بود.
وقتی رفتیم داخل بیش از 10 گروه جلومون بودن و کافه ام پر بود؛ اسم مارو نوشت و گفت منتظر باشید تا باهاتون تماس بگیریم.
ما هم که دیده بودیم چند گروه جلومونن تصمیم گرفتیم توی باغ راه قدم بزنیم؛ باغ راه خیلی جذاب بود، زندگی توش جریان داشت همه خوشحال بودن و اکثرا گروهی پانتومیم بازی میکردنو واقعا انرژیش مثبت بود؛ دفعه بعد روز میرم و براتون ازش عکس میگیرم و همینجا میذارم.
پیادو رویمون که تموم شد اومدیم روبروی کافه نشستیم تا نوبتمون برسه؛ حدودا بعد از 45 دقیقه تماس گرفتن و مارفتیم داخل.
میزمون بالا بود اما تراس نبود با اینکه تاکید کرده بودم میزمون در تراس باشه.
نشستیم و منو آوردن؛ سالن کارها مشخص بود دانشجو هستن و کلی پرانژی صمیمی بودن که این برای کافه پوینت مثبت داره.
من اعتراضی نکردم که فراموش کردن میز تراس بدن بهمون چون فراموش نکرده بودن؛ بعد 15 دقیقه که اومدن سفارش بگیرن گفتن میزتون توی تراس خالی شده و واقعا همچین انتظاری نداشتم.
بریم سراغ منو: منو خیلی زیاد نبود که گیجت کنه اما واقعا آیتم های جذاب؛ جدید و متنوعی داشت.
 
ما سه نفر بودیم و سه غذا از دسته های مختلف انتخاب کردیم: پاستا کاربنارا؛ پیتزا بیف و پنینی مرغ انتخاب های ما بود.
 در ضمن آبجو بدون الکل هم دارن که ما بعنوان نوشیدنی سفارش دادیم که فراموش شده بود بیارند و تقریبا غذامون تمام شده بود که آوردن و پیجر میز ما هم خراب بود؛ حتما پیشنهادش میکنم.
غذاهارو یکم دیر آوردن اما چون کافه بود، قابل قبوله چون قطعا تجهیزاتشون از رستورانها کم تره و در ضمن واقعا شلوغ بود.

پاستا کاربنارا: جذاب؛ هیجان انگیز و آغشته به پنیر.
پخت پاستا عالی بود، خیلی جاها که مدعی در پخت پاستا هستن پاستاهاشون یا سفت و لاستیکی هست یا انقدر پخته که چنگال بخوره بهش نصف میشه.
فوق العاده خوب آغشته به پنیر شده بود و سفیده تخم مرغ رو بدور از حرارت مستقیم مخلوط کرده بود که سفت نشه؛ دقیقا همونطور که باید باشه.
بیکن ها هم خشک نشده بود این خودش خیلی مهمه چون بیکن زود خشک میشه مثل چیپس.
اگر این رو سفارش دادید حتما قبل از میل کردن زرده تخم مرغ رو بترکونید و روی پاستا پخش کنید؛ بی نظیره...
پیتزا بیف: خمیر تازه، خوش بو، پر از رست بیف خوب ریش شده و اما کم سس و خشک.
پیتزا بیف هم خوب و قابل قبول بود؛ خمیر تازه و با کیفیتش و مقدار اندازه گوشت خوش طعمی که چون پیتزا با مواد دیگر شلوغ نشده بود لذت جویدن رست بیف هارو با ترکیب روکولا چند برار میکرد.
باز هم تاکیید میکنم خوب نبود که انقدر خشک باشه؛ وقتی از مواد اولیه تازه و خوش طمع استفاده میکنن انتظار آدم بالا میره؛ کمی پوره گوجه تازه روی نان پیتزا لازم داشت برای یک تجربه تکرار نشدنی.

پنینی مرغ: پر ملات؛ خوش عطر
حقیقتا برای 34000 تومانی که براش پرداخت شد خیلی کوچیک بود ولی خوش عطر و خوش طعم بود، از همه مهم تر ایده آل بود؛ نه خشک و نه نرم و خیس.

در اولین موقعیتی که پیش بیاد مجدد به کافه مجنون خواهم رفت تا از منوی کافی شاپ هم تیست کنم؛ منتظر گزارشش همینجا باشید.



 
نظرات کاربران
5/5 0 0 0